محاکمه : یک نوع نمایش برای حذف مخالفان . اعلام حکومتی که تعیین شده به کسی که زیاد حرف میزند.
اقرار : آنچه قرار است متهم بگوید ، آنچه بازجوی مربوطه به مسئولان قول داده است که متهم اعتراف کند.
قاضی : کسی که حکم صادر می کند . کسی که مسئولان امر حقایق را به صورت تلفنی یا با موبایل به او می گویند . کسی که قدرت به زندان انداختن مخالفان تشکیلاتش را دارد . یکی از نکات بسیار مهم در مورد قاضی این است که در طول این سال های اخیر حتی یک قاضی دزد و رشوه گیر در ایران وجود نداشته است . نکته قابل ذکر : همیشه قضاتی مورد توجه حکومت ها بودند که از سایر قضات فاسد تر و ابله تر و دروغ گو تر بوده اند.
دادگاه : محل دادرسی . محل محاکمه . داد خانه .محل اقامت داد . محل اقامت سعید حجاریان ، تاج زاده و بهزاد نبوی . تسویه خانه . تصفیه خانه . محلی که به حساب آدم رسیدگی می شود . از دوم خرداد یه حسابی با هم داریم . جایی که در آن داد می زنند . محل فریاد زدن.
دادخواست : دروغ در زر ورق . نوشته ای که دادخواه به دادگاه بنویسد و داد خواهی کند . حرف مفت.
دادستان : داور . قاضی . امیر . مدعی العموم ، مدعی الخصوص ، مدعی الجناحین . دادگر . داد بزنی می گیرمت. ر.ک. قاضی
بازجو : کسی که باز هم دنبال چیزی است . کسی که همه چیز می پرسد جز چیزهایی که به او مربوط است . مستنطق . اهل سین جیم . کسی که قرار است به ما بفهماند که چه کارهایی کرده ایم و چه چیزهایی را باید اعتراف کنیم . در اثر مواجه با او آدم دچار سر درد و در سر می شود.
بر اندازی نرم : نوشتن مقاله انتقادی که در روزنامه یا مجله چاپ می شود . هر نوع فعالیت سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و ورزشی که توسط عوامل غیر خودی صورت بگیرد و نشان دهد که آنان زنده اند . راه رفتن . عکس گرفتن . بکار بردن کلمه ی آزادی در مکالمه های روزانه . فکر کردن . سوال کردن . اخبار را دنبال کردن . نفس کشیدن .
جاسوس : اومانیست . روشنفکر . کسی که با استبداد مخالف است. کسی که یک بار به خارج از کشور برود . کسی که بیش از حد تر و تمیز است . آدمی که زیاد مطالعه می کند و به دانشگاه هم رفته است . کلیه خارجیانی که به ایران می آیند . جمله قصار : من فقط به خارجی هایی اعتماد دارم که جاسوس خودمان هستند . کسی که مقاله می نویسد . کسی که پول دار است . کسی که فکر می کند . فردی که سوال می پرسد . کسی که مخالف است . کسی که دلایل کافی برای زندانی کردنش وجود ندارد .
قاضی القضات : کسی که به اندازه ی چند قاضی عیب و ایراد دارد . رئیس قاضیان .
قاضی از نگاه عبید زاکانی به شرح زیر آمده است :
قاضی : کسی که همه او را نفرین می کنند .
شاهد قاضی : کسی که هرگز راست نمی گوید .
نهضت آزادی : عامل کلیه مشکلات . گروهی که جمع آینده و هر مشکل به آنها منتسب شود . غیر قابل تغییر . گرفتار در مواضع سابق . جمع جبری ریش و کروات . هر کس بخواهد به بهشت داخل بشود یک فحش آبدار بدهد واجب است قربه الی الله .
هتل اوین : نام یک مهمان خانه پنج ستاره ی ارزان قیمت . یک محل در بسته برای جلو گبری از منحرف شدن کسی که فکر می کند . جایی که رفتن به آن به اختیار دیگران و بیرون آمدن با شانس و اقبال است . جایی که عرب نی انداخت ، پیچ توبه . مکانی که با اقامت در آن کلیه نظرات و آرمانهایتان تغییر می کند . محل اقامت افرادی که مردم دوستشان دارند . دیر زود دارد ولی سوخت سوز ندارد .
سفارت : لانه جاسوسی . جاسوس خانه . محلی که دشمنان با اجازه ی رسمی در آن حضور می یابند و علیه ما جاسوسی می کنند . محل اقامت ضد انقلاب . مال ما خوب است مال آنها بد است .







